مقايسه سيب با داروهاى شيميايى از لحاظ درمان اسهال و اسهال خونى
مقايسه سيب با داروهاى شيميايى از لحاظ درمان اسهال و اسهال خونى
حال، مى خواهيم سيب خوراكى را از لحاظ درمان اسهال و اسهال خونى با بهترين داروهاى كنونى كه در همين موارد تجويز مى شود مقايسه كنيم. چنانكه مى دانيم، امروزه در سراسر جهان رايج ترين دارو براى درمان اين بيمارى ها سولفاميدها هستند. در كتاب فارماكولوژى پزشكى گيتى، صفحه 443 آمده است: «يكى از موارد استعمال سولفاميدها عفونتهاى رودهاى است (ديسانترى و كوليت)» و اضافه مى كند: «سولفاگوانيدين در مورد باكترى هاى روده كولى باسيل و باسيلهاى ديسانترى تجويز مى شود».
آنچه مسلّم است اينكه طول مدت درمان اسهال و اسهال خونى با اين دارو يا ساير داروهاى كنونى كمتر از دو روز نيست، پس از حيث فايده و اثر درمانبخش، سيب خوراكى با سولفاگوانيدين برابر است، ولى سولفاميدها، به طور كلى و از جمله سولفاگوانيدين، داراى زيانهاى بسيار زيادى است، درحالى كه سيب خوراكى، ابدا، ضررى ندارد و ما ضررهاى سولفاميدها را از روى موثقترين و قابل استنادترين كتابها كه در دانشكده پزشكى تدريس مى شود، يعنى، فارماكولوژى پزشكى گيتى نقل مى كنيم:
سولفاميدها در رده داروهاى دستهC (خطرناك) هستند زيرا استعمال آنها ممكن است موجب بروز خطراتى بشود، عوارض آنها عبارتند از:
1. آلرژى (تب از روز هفتم تا دهم، كهير، خارش)
2. عوارض گوارشى (تهوع، قى)
3. عوارض كليوى كه شايعترين و سختترين عوارض سمّى سولفاميدها است و عبارت است از نفريت سمّى (به علت دفع سولفاميدها از لوله هاى ادرارى) و رسوبهاى سولفاميد و تشكيل سنگ در لنگچه حالب (كه موجب بروز دردهاى كمر، هماتورى، اوليگورى و هيپرازوتمى مى شود)
4. عوارض خونى شامل كم خونى هموليتيك حاد، كم خونى ماكروسيتر، لكوپنى، آگرانولوستيوز، سيانوز (به سبب تشكيل متهموگلوبين و سولفوهموگلوبين).
5. عوارض عصبى: سردرد، سرگيجه، بى حالى، هذيان و جنون.
6. عوارض جلدى: درماتيت، خارش زياد. بايد از تابش اشعه آفتاب اجتناب كرد (زيرا سولفاميدها موجب حساسيت به اشعه فوق بنفش مى گردند).
7. عوارض كبدى: هپاتيت سمّى، يرقان.
8. اسيدوز نوع متابوليك با نقصان ذخيره قليايى
باوجود تمام اين ضررها كه به طور مسلّم و بدون كوچكترين ترديد براى بيماران عواقب وخيم و خطرات جبرانناپذير ايجاد مى كند، به تجربه معلوم گرديد كه اگر ميكروبها در مجاورت يك نوع سولفاميد قرار گيرند ولى كشته نشوند در آنها نسبت به همه سولفاميدها مقاومت ايجاد مى شود. از سال 1939 پنوموكك نسبت به سولفاميد مقاوم شد. از 1940 در گنوكك نيز مقاومت شروع گرديد (در 1940 هفتاد درصد گنوك كها به وسيله سولفاميد درمان مى شدند درصورتى كه در 1944 هفتاد درصد نسبت به آن مقاوم گرديد)؛ آنچه در اين مورد همه پزشكان بايد بدانند اين است كه ميكروبهاى مقاوم به يك نوع سولفاميد به تمام سولفاميدها مقاومت پيدا مى كنند و اين مقاومت دايمى و غير قابل برگشت است و ارتباطى با قدرت سويه ها ندارد. يكى از مهمترين تدابير براى به تأخير انداختن بروز مقاومت بالينى اين است كه از استعمال بى جهت سولفاميدها خوددارى شود كه اين هم غير ممكن است، زيرا همينكه يك داروى جديد به بازارهاى دارويى جهان عرضه مى شود مانند اقيانوس در همه جا جريان پيدا مى كند. اين است كه به زودى اثرات مقاومت آشكار مى شود.
نگارنده اين سطور كاملا به ياد دارد كه در حدود سى سال پيش، يكى از سولفاميدهاى معروف به نام اوليرون براى درمان سوزاك به بازار آمد و آنقدر مورد استقبال پزشكان قرار گرفت كه حدى بر آن متصور نبود و نگارنده نيز مانند ساير پزشكان، مبتلايان به سوزاك را با اين سولفاميد درمان مى كردم ولى چندى نگذشت كه اثرات شفابخش اوليرون رو به افول گذاشت و تأثير آن كم شد و به اين جهت از رواج و شهرت افتاد ولى آنقدرها طول نكشيد كه سولفاميد ديگرى به نام نئواوليرون جاى آن را گرفت كه آن هم راه ديار عدم را در پيش گرفت و امروزه حتى نامى از آن هم باقى نمانده است.
دكتر ژان والنه در كتاب رايحه درمانى، چاپ 1973 صفحه 73 مطلب بسيار جالبى در اينباره مى نويسد كه اطلاع بر آن براى عموم مردم لازم بلكه واجب است. مى نويسد:
در سالهاى 1941- 1942 من [ (دكتر ژان والنه)] اكسترن پروفسور موريس فاورارئيس بخش بيمارى هاى پوست و آميزشى بيمارستان گرنژ بالانژ در ليون، بودم و براى من بهترين موقعيت بود كه اثرات درمانى يك سولفاميد جديد به شكل قرص را براى معالجه سوزاكى ها بررسى كنم. در آن زمان هر دو قرص از اين سولفاميدها به بيماران تجويز مى شد و در مدت 14 الى 16 ساعت گنوكك را در ترشحات مجراى بول از بين مى برد و حد اكثر 16 قرص 50 سانتى گرمى براى درمان سوزاك كفايت مى كرد و نتيجه مثبت درمان هميشه به وسيله آزمايشهاى ميكروسكوپى تأييد مى شد، توده عمومى مردم براى اينكه از خطرات گنوكك در امان بمانند، غالبا روزى 2- 3 قرص از اين سولفاميدها مى خورند ولى به زودى معلوم شد كه به جاى اينكه مردم مصون شوند گنوكك مصونيت پيدا كرده است زيرا 14 الى 16 قرص كه در ابتداى امر براى درمان سوزاك كاملا كافى بود تبديل به 40 و بعد 80 قرص شده و بالأخره آن هم از تأثير افتاد و سپس همينكه پنى سيلين كشف شد و به بازار آمد مردم نفس راحتى كشيدند و تصور كردند كه با اين داروى معجزهآسا ريشه سوزاك در جوامع بشرى قطع خواهد شد، ولى اين خيال خامى بود، زيرا پس از مدتى پنى سيلين نيز سرنوشت سولفاميدها را پيدا كرد و اكنون پس از بيست سال اميدوارى كاذب، مجددا، تعداد اين بيمارى خانمانسوز در سراسر جهان به طور وحشت آورى، رو به فزونى گذاشته است.
اكنون پس از اين شرح طولانى نتيجه مى گيريم كه شخص تا چه اندازه بايد بى خرد و نادان و يا ابله و ديوانه باشد كه از اين حقايق آگاه شود و باز در معالجه آنتريت، كوليت و ديسانترى، چه در كودكان و چه در بزرگسالان، سولفاميدها را بر سيب خوراكى ترجيح دهد و زيانهاى جبران ناپذير اين داروهاى مسموم كننده را به جان بخرد.
ولى تبليغات بسيار فريبنده صنايع عظيم داروسازى مدرن كار خود را كرده و آن چنان در تاروپود وجود مردم ريشه دوانيده است كه امروزه هيچ مغز متفكرى به هيچ قيمتى، حاضرنيست در درمان اسهالهاى سخت و خطرناك از سولفاميدها و آنتى بيوتيكها دست بكشد و سيب خوراكى يعنى يك ميوه پيش پاافتاده را بر آنها ترجيح دهد، واقعا، عملى شدن اين امر محال است مگر به زور دولتها و حكومتها، چنانكه در مورد سولفاگوانيدين پيش آمد و اين دارو كه ساليان دراز به عنوان بهترين معالج اسهالهاى عفونى تشخيص داده شده بود و به وفور در سراسر جهان مصرف مى شد، خطرات فاحش آن به وسيله سازمان بهداشت جهانى كشف و به همه دولتها اعلام شد و ايران نيز در رديف كشورهايى بود كه وزارت بهدارى مصرف آن را قدغن كرد، ولى در بعضى از كشورها مطبوعات به مخالفت برخاستند و در ايران نيز از اين مخالفان وجود داشتند كه مقالات تندى در مطبوعات درج كرده و نامه هايى ظاهرا مستدل و علمى به وزارت بهدارى داير به بى ضررى سولفاگوانيدين نوشتند كه البته تأثير نكرد؛ آنگاه براى كسانى كه اهل تحقيق بودند با يك بررسى دقيق معلوم شد كه اين مخالفتها نه براى دلسوزى نسبت به بيماران است، بلكه ريشه اعتراض از اينجا ناشى شده بود كه مقدار معتنابهى سولفاگوانيدين در انبارها موجود است و سرمايه هاى هنگفتى به علت تحريم شدن آن بايد دور ريخته شود.
سولفاگوانيدين به جاى خود، داروى معروف تاليدوميد كه زنان باردار بر اثر مصرف آن نوزادان ناقص الخلقه به دنيا مى آورند پس از اينكه رسوايى ها به بار آمد و مصرف آن در سراسر جهان، به شدت تحريم شد و آنچه موجودى بود از داروخانه ها و انبارى هاى دارويى جمع آورى گرديد در ابتداى امر كه حادثه هنوز مهم جلوه گر نشده بود، در همين شهر تهران، گروهى معلومالحال به مخالفت برخاستند و سروصدا به راه انداختند.
منظور ما از شرح خواص سيب براى درمان آنتريتها و كوليتها، فقط و فقط، اين بود كه آثار يك فرآورده طبيعى را براى نمونه ذكر كنيم، و الّا دهها از اين قبيل فرآوردهها براى درمان آنتريتها وجود دارد كه يكى از ديگرى مؤثرتر است و تنها علت متروك ماندن آنها بى اطلاعى پزشكان و عامه مردم از خواص اين فرآورده هاست و علت منحصربه فرد اين بى اطلاعى نيز، تبليغات ريشه دار مرئى و نامرئى كارخانه هاى داروسازى است كه از نيم قرن پيش به اين طرف از فروش داروهاى ساخت خود در سراسر جهان بهرههاى گزافى مى برند.
ارقام كاملا مستند و قانونى و غير قابل انكار اين سودهاى ويژه در دست ما است كه اگربخواهيد منتشر مى كنيم. من دلم براى بيماران مى سوزد كه بايد بر حافظه خود فشار آوردند و خواص دهها هزار اسپسياليته دارويى را در مغز خود بگنجانند و هنوز خواص يك اسپسياليته در مغز آنها براى خود جا باز نكرده عمر آن به پايان مى رسد و به علت ضررهاى فاحش، يا به علت رقابت رقبايش از بازار خارج مى شود و اسپسياليته ديگرى جاى آن را مى گيرد.
ملاحظه فرماييد ابن سينا در كتاب قانون سيب خوراكى را براى درمان ذوسنطاريا (اسهال خونى) مفيد و مؤثر ذكر مى كند و امروز هم پس از هزار سال دكتر ژان والنه در پاريس، در كتابى كه به سال 1973 به چاپ رسانيده است مى نويسد كه سيب خوراكى ضد عفونى روده است و ترشح دياستازى را از روده سبب مى شود كه باكتريسد است و آن را در مورد آنتريتها، كوليتها و ديسانترى تجويز مى كند و در كتابهاى متعدد ديگر نيز خواص آن تأييد شده است و دكتر على زرگرى، استاد و رئيس دانشكده داروسازى دانشگاه تهران نيز در كتاب گياهان دارويى، جزئيات طرز تجويز، علت تأثير و مقدار خوراك آن را بيان داشته است و مى نويسد: «در مدت 2 روز آنتريتها، كوليتها و اسهال خونى به وسيله سيب درمان مى شود بدون اينكه كوچكترين ضررى از سيب متوجه بيمار شود» و از اينجا مستقيما نتيجه مى گيريم كه مدت هزار سال خواص درمانبخش سيب به قوت خود باقى و برقرار بوده و اگر يك پزشك در ايران يا هر جاى ديگر دنيا از اين خواص آگاه شود در تمام مدت عمر خود مى تواند آن را به كار برده بدون آنكه فشارى به حافظه اش وارد شود.
حال بياييم بر سر سولفاميدها، استاد دكتر ناصر گيتى، در كتاب فارماكولوژى پزشكى گيتى، صفحه 443 مى نويسد:
اولين سولفاميدى كه ساخته شد در 1908 در كارخانجات فاربن اندوسترى البر فلد آلمان بود كه آن را به نام سولفانيلاميد ناميدند و تا سال 1940 در حدود پنج هزار و چهارصد سولفاميد مختلف ساخته شد.
بنازم به اين خم رنگرزى كارخانه هاى رنگسازى آلمان (فاربن اندوسترى يعنى كارخانه رنگسازى) كه در مدت 32 سال 5400 سولفاميد بيرون داده است! تازه، اين 5400 سولفاميد متعلق به سال 1940 است و امروز كه 34 سال از آن تاريخ مى گذرد، معلوم نيستتعداد سولفاميدهاى مزبور، به چه اندازه رسيده است؛ من سؤال مى كنم مغز كدام طبيب بيچاره مى تواند حتى نام اين سولفاميدها را به حافظه بسپارد؟ خوشبختانه، فقط تعداد كمى از اينها در جريان است و بقيه عمرشان را به شما داده اند.
به هرحال، حيف از نيروهاى شگرف انسانهايى كه در راه تهيه اين داروها عمر خود را تباه مى كنند و دريغ از بودجه هاى بسيار گزافى كه براى ساختن آنها به هدر مى رود، بودجه هايى كه سرانجام بار سنگين آن به دوش مصرف كنندگان بيچاره است، مصرف كنندگانى كه نه تنها مالشان، بلكه جانشان نيز در خطر مصرف اين داروها است. اينها كه مى نويسم لفاظى و عبارت پردازى نيست، حقيقت محض است. خطر سولفاميدها خطرى در اعماق وجود آدمى است و لو اينكه اين خطر نامحسوس باشد. اگر در كتاب فارماكولوژى، مبحثى را كه مربوط به تأثير سولفاميدها در بدن انسان است مطالعه فرماييد، خواهيد ديد كه در آنجا نوشته شده است:
عمل آنزيمهاى تنفسى مهم به توسط سولفاميدها متوقف مى شود.
معنى اين عبارت، اين است كه بر اثر سولفاميدها، اكسيداسيون و رداكسيونهاىمهم بدن مختل مى شود، بنابراين، اعمال حياتى يا زندگى سلولها به خطر مى افتد و علت اينكه خطر مزبور غالبا محسوس نيست، اين است كه اين خطر شديد و سريع نيست، بلكه مانند موريانهاى است كه به آهستگى تيرهاى چوبى سقف ساختمان را بخورد يا رطوبتى كه تدريجا باعث زنگ زدن آهن شود. البته اين بسته به مقدار و طول مدت مصرف سولفاميد است كه هر قدر بيشتر باشد، ضرر و خطر بيشتر است، و اين حكم، بدون استثناء در مورد كليه داروهاى شيميايى صدق مى كند. بگذريم و به ساير خواص درمانبخش سيب خوراكى بپردازيم.
مجموعه آثار دكتر سيد جلال مصطفوى كاشان