خون‏ساز بودن آب انگور

مى‏ خواهيم ببينيم پروفسور لاسابلير به چه طريق پى برد كه آب انگور، هموگلوبين و گلبول‏هاى قرمز خون را زياد مى ‏كند. آيا جز از طريق آزمايشگاه، براى تعيين مقدار هموگلوبين و جز به وسيله ميكروسكوپ براى شمارش گلبول‏هاى قرمز از راه ديگرى توانسته است به نتيجه برسد؟ وجدانا، به من جواب بدهيد كه اگر وسايل آزمايشگاهى و ميكروسكوپ در اختيار پرفسور لاسابلير نبود آيا مى ‏توانست حكم كند كه يكى از خواص‏آب انگور اين است كه بر تعداد گلبول‏هاى قرمز خون افزوده و كم‏ خونى را مرتفع مى ‏سازد، بنابراين عنصرى خون‏ساز است؟ مسلّما نه، زيرا رنگ چهره كسى كه مورد آزمايش با آب انگور قرار گرفته است در مدت يكى دو هفته آزمايش مزبور، آن اندازه تفاوت محسوس نخواهد كرد و به ‏طور قطع و يقين، سرخ و سفيد و گلگون نخواهد شد كه از روى آن بتوان حكم كرد كه ميوه مزبور در توليد خون مؤثر است و فقط به كمك ميكروسكوپ و شمارش گلبول‏هاى قرمز است كه مى ‏توان درباره كم‏وزياد شدن مقدار خون بدن حكم قطعى داد. در اين صورت، بفرماييد ببينيم چگونه پزشكان قديم ايران ضمن بيان خواص متعددى كه براى انگور شرح داده ‏اند، يكى از خواص آن را هم اين‏گونه ذكر كرده ‏اند:

زيادكننده خون جيّد (مخزن الادويه، چاپ هند، صفحه 620، تأليف محمد حسين علوى خراسانى كه تقريبا دويست سال پيش تأليف شده است).

و در كتاب تحفة المؤمنين آمده است: «موّلد خون صالح».

خون جيد يا خون صالح؛ يعنى، خون سالم و طبيعى و بدون مواد زايد، از قبيل اسيد اگزاليك، اسيد اوريك، كلسترول و ... كه غالبا از سوختن ناقص مواد غذايى به وجود آمده است و اين مواد زايد باعث مى ‏شود كه خون غليظ و كثيف شود (كثيف در عرف طبى به معنى سنگينى است، يعنى وزن مخصوص خون را زيادتر و آن را غليظ تر و سنگين‏تر مى ‏كند).

ابن سينا در قانون ضمن شرح خواص عنب (انگور) مى ‏نويسد: «مقوّ للبدن»، يعنى، مقوى بدن است، بنابراين، آب انگور حكم يك شربت مقوى را دارد و بدن را تقويت مى ‏كند.

و نيز مى ‏بينيم كه حكيم مير محمد مؤمن، در كتاب تحفه، ضمن شرح خواص درمان‏بخش انگور مى ‏نويسد:

صاف كننده خون و جهت رفع مواد سودا و احتراق خلط نافع است.

 صاف كننده خون، درست همان است كه پروفسور اوبرتن‏ به لغت دپوراسيون‏ يعنى، تصفيه خون ذكر كرده و معتقد است كه انگور خون را تصفيه مى ‏كند. پروفسور لاسابلير عقيده او را در دايره المعارف تغذيه چنين نقل مى ‏كند:

زياد به كليه كسانى كه احتياج به تصفيه خون دارند مانند اورميك‏ها، مبتلايان به ازدياد فشار خون، كبدى ‏ها، چاق‏ها، كسانى كه حركت نمى‏ كنند و يك‏جا مى ‏نشينند، نقرسى ‏ها، رماتيسمى ‏ها تجويز مى ‏نمايد.

و جمله «جهت رفع مواد سودا و احتراق خلط نافع است» به اين معنى است كه مواد زايد خون، از قبيل اسيد اگزاميك، اسيد اوريك، اورات‏ها و ... را كه همه آن‏ها از سوختن ناقص اخلاط به وجود آمده است و بايد از بدن دفع شوند و اگر تحت شرايطى، در اعضاى بدن رسوب كنند از بدن دفع مى ‏كند و براى همين، در تصفيه خون مؤثر است و قدما، به‏ طور كلى، هر خلط رسوبى را سودا مى ‏گفتند.

به عقيده دكتر روانه‏ علت مفيد بودن آب انگور در دفع مواد مزبور اين است كه انگور يك ماده كم ‏نظيرى است كه در عين حال، هيچ ماده مضرى وارد بدن نمى ‏كند.

باز در تحفة المؤمنين مى‏ خوانيم كه انگور: «مصلح حال سينه و شش است» و پروفسور لاسابلير نيز همين عقيده را دارد و از قول دكتر ميستال‏ مى ‏نويسد كه در سويس آن را حتى براى مسلولان تجويز مى ‏كنند و از آن نتايج نيكو مى ‏گيرند. نيز در تحفة المؤمنين و مخزن الادويه آمده است: «انگور ملين طبع است» و پروفسور لاسابلير هم عين اين عقيده را اظهار داشته و مى ‏نويسد: «براى درمان‏ يبوست‏ مزاج بايد انگور شيرين را با پوست و هسته خورد».

همين چند نمونه مختصر كافى است كه ثابت كند، پزشكان قديم ايران در بحبوحه قرون وسطى و در تيرگى قرون و اعصار، كه همه جاى دنيا را ظلمت جهل و بربريت فراگرفته بود، پرچم علم و فرهنگ و تمدن را در سراسر جهان به اهتزاز درآورده و با نور دانش خودزواياى تيره جوامع بشرى را چنان زنده و روشن نگاه داشتند كه گذشت زمان و گردش ليل و نهار به هيچ ‏وجه نتوانسته است رخنه در اركان آن اندازد و تحقيقات علمى آن دانشمندان بزرگ، كه به‏ خاطر نجات بشريت از شر بيمارى ‏ها صورت مى ‏گرفت تا آنجا پيش رفته بود كه امروز پس از هزاران سال، بازهم الهام ‏بخش استادان علوم در كشورهاى متمدن مغرب‏زمين باشد، ولى ما فرزندان ناخلف آن پيشوايان جهان دانش و بينش، نه تنها كوچك‏ترين اعتنايى به گفته‏ ها و نوشته ‏هاى آنان نمى ‏كنيم، بلكه چنان شعور و خرد خود را از دست داده‏ ايم كه از روى نادانى، نافهمى و خيره‏سرى به تمسخر و تحقير آنان نيز مى ‏پردازيم، و حقا و انصافا مشمول اين آيه مباركه قرآن شده‏ ايم كه مى ‏فرمايد:

چشم دارند نمى‏ بينند، گوش دارند نمى ‏شنوند و فهم ندارند، لاجرم از ددان و جانوران پست‏ترند. (آيه 179 از سوره اعراف)

هنگام آن رسيده است كه غبار غفلت و بى ‏خبرى را از پيش ديدگان خود زدوده و براى كشف حقايق، اندكى بيشتر به ژرفاى امور توجّه كنيم و با نظرى دقيق و موشكاف و در عين حال به‏ كلى عارى از تعصب، به بررسى قضايا بپردازيم. آنچه به حال بشريت سودمند است، اعم از آنكه مربوط به قديم يا جديد باشد، بپذيريم و به‏ هيچ ‏وجه از اينكه در اين راه مورد حملات ناجوانمردانه و نابخردانه گروهى مغرض از خدا بى ‏خبر و هوچى سبك ‏مغز قرار گيريم، نهراسيم. آن‏ها به راستى، از دشمنان سرسخت نوع بشرند و دانسته تيشه به ريشه افراد بشر مى ‏زنند و تيره ‏روزى و درد و رنج بيماران بينوا، در قلب سخت‏تر از سنگشان اثر نمى ‏كند؛ خداوند آن‏ها را به راه راست هدايت فرمايد!

براساس همين مطلب و به‏ خاطر نجات دانش پزشكى از وضع آشفته كنونى است كه من براى نخستين‏ بار توجه جهان و جهانيان را به اين نكته جلب و صريحا و با كمال جرأت و شهامت اعلام مى ‏كنم كه طبّ امروز نقايص و نقاط ضعفى دارد كه مى‏ توان براى رفع آن‏ها از طب كهنسال چند هزار ساله كمك گرفت، مخصوصا از مطالعات و تجربّيات علمى پزشكان قديم ايران.

پيشرفت علم طب فقط منحصر به اين نيست كه مطالب تازه‏اى كشف و به انبوه مطالبى كه تاكنون كشف شده است افزوده شود، بلكه درحقيقت، آراستن و پيراستن دانش پزشكى و به‏ عبارت روشن‏تر، رفع نقايص و توجه به خطاهاى موجود و نجات بشريت از شر آن‏ها، خود به‏ منزله بزرگ‏ترين پيشرفت‏ها محسوب مى ‏شود.

امروز بدون استثناء، كليه استادان عالى ‏قدر پزشكى در سراسر جهان، از اين نقايص و خطاها كه زاييده اوضاع آشفته و بحرانى علم طب است و روز به روز بر تعداد آن‏ها افزوده مى ‏شود، رنج مى‏برند و در اينجا و آنجا، در محافل پزشكى و مطبوعات و طىّ كنفرانس‏هاى علمى و سمپوزيوم‏هاى متعدّد، ناقوس خطر را به صدا درآورده ‏اند. بزرگ‏ترين دليل و نشانه وجود اين آشفتگى عميق همانا پيدايش مبحث تازه‏اى در علم طب است به نام «بيمارى ‏هاى پزشك ساخته»كه به علت خطاهاى فاحش در دانش پزش666كى (چه از نظر تشخيص و چه از لحاظ معالجه بيمار) تعدادى امراض تازه در جوامع بشرى پيدا شده و تعداد و تنوع بيمارى ‏ها را بيشتر كرده است.

مجموعه آثار دكتر سيد جلال مصطفوى كاشان