خواص هلو
هلو
اين ميوه بسيار خوش طعم داراى ويتامينهاىC .PP .B 2 .B 1 .A و همچنين داراى مواد معدنى چون كلسيم، فسفر، منگنز، منيزيوم، پتاسيم و آهن مى باشد.
از جهت اين كه مواد قندى دارد به خوبى جذب مى شود و وجود پتاسيم در آن باعث لينت مزاج و فعاليت كليه ها شده و مواد مضره و سمومى چون اوره و اسيد اوريك را دفع مى نمايد و نيز درجه قليائيت بدن را بالا مى برد و بالاخره هلو براى رشد و نمو كودكان و در حفظ تعادل و سوخت و ساز خوب و در بيماريهاى نقرس و عدم كفايت كبد و روماتيسم مفيد است. اما چون سلولز هلو مقدار زيادى است موجب نفخ مى شود.
اگر دمكرده آن را به كودك بخورانند يبوستش مرتفع مى شود و شربت غليظ گلش براى يبوست نافع مى باشد. 100 گرم گل را در يك ليتر آب 12 ساعت خيسانده بعد در صافى ريخته فشار داده با هموزنش شكر افزوده با آتش ملايم آهسته آهسته بجوشانيدشربت غليظ به دست مى آيد.
ماليدن هلوى تازه به صورت براى حفظ زيبايى نافع است. شصت گرم برگ هلو را در يك ليتر آب بجوشانند براى تصفيه خون خوب و اگر برگهاى آن را با برگهاى جعفرى كوبيده و روغن زيتون بيفزايند براى سوختگى سودمند است.
برگ هلو داراى كلسيم، فسفر، منگنز، منيزيوم، برم، پتاسيم و آهن و مواد سفيدهاى و اندكى چربى بوده و قندش مخلوطى از لولز و گلوكز است و چون مقدار آن كم مى باشد 14- 15 درصد براى بيماران قندى بى ضرر است مخصوصا اگر جوشانده شود كه 5/ 7 گرم مواد قندى خود را از دست مى دهد و در اين صورت براى كبد مفيد مى باشد.
برگه هلو اوره و اسيد اوريك را دفع و درجه قليائيت بدن را بالا مى برد و به علت سلولز زيادى كه دارد نفخ شكم ايجاد مى نمايد كه مى توان پخته يا كمپوت آن را خورد تا مبتلا نگرديد.
برگه هلو در سوخت و ساز پيران و رشد و نمو كودكان و بيماريهاى نقرس و روماتيسم و كبد و ماليدن روغن هسته هلو به دانه هاى بواسير و سودا مفيد است و اگر صبح چند قطره آن را در گوش بچكانند وزوز و صداى گوش را از بين مى برد.
پماد كوبيده هسته هلو در نورالژى و ميگرن و زخمهاى سوختگى و سودا سودمند است. دمكرده يك گرم شكوفه هلو عصبانيت بچه هاى خشمگين را ساكت مى سازد و يبوست آنها را نيز بر طرف مى كند.
هلوى خوب رسيده تازه را به صورت بمالند زيبايى صورت را محفوظ مى دارد. پماد برگ گل و هسته هلو را روى شكم كودكان بمالند كرم آنان دفع مى گردد. در گلبرگها و برگ و مغز هسته هلو گلوكزيدى كه موّلد اسيد سيانيدريك است يافت مى شود.
در بعضى كتابها و از جمله عجائب المخلوقات قزوينى راجع به شگفتيها از جمله نباتات مطالبى شگفت نوشته شده و در يكى از آنها است كه ساقه تازهاى از بيد را ببريد و به شكل منحنى دو سر آن را به گل فرو كنيد البته مى دانيم قلمه بيد زود مى گيرد و سبزمى شود قلمه بيد مذكور را در جايى به گل به شكل منحنى فرو كنيد كه يك درخت كوچك هلو زير آن بوده باشد وقتى هلو به اندازهاى شود كه از منحنى بالاتر برود مى توان قسمت محاذى منحنى را زخم نمود سپس در چوب بيد نقطه وسط آن شكافى يا سوراخى بنماييد و شاخه هلو را از آن شكاف به طورى بيرون آوريد كه قسمت پوست كنده شده از ساقه هلو در سوراخ جا بگيرد بعد محكم محل را با نخ ببنديد پس از آنكه مطمئن شديد كه هلو با بيد جوش خورده، هلو را از ريشه قطع نماييد از درخت باقى مانده كه از شاخه هلو و ريشه و شاخه ابتدايى بيد است هلوهايى بدون هسته و آبدار به دست مى آيد.
هلو از ديدگاه رازى:
هلو سرد كننده است و براى شخص مبتلا به تب در موقع بالا رفتن تب نوبه (يك روز در ميان) و تب محرقه سودمند است.
اين ميوه در بدن مائيت و آبكى شدن خون را زياد مى كند يعنى خونهايى كه از آنها توليد مى شود استحاله كامل پيدا نكرده و خون طبيعى از آن درست نمى شود و سبب عفونت گرديده و پس از يك يا دو ماه باعث بروز تب مى گردد مانند: زردآلو، با اين فرق كه تبهايى كه از خوردن هلو عارض مى گردد شديدتر و طولانى تر است و روى آن نبايد آب سرد يا غذاهاى ترش خورد، بلكه از داروهاى گوارشى بايد ميل كنند. كسى كه مزاجش خيلى گرم است روى آن سكنجبين نخورد مگر روزى كه زياد كار و تلاش كرده باشد و تشنگى زياد دارد در اين روز بايد سوپ غذاهاى پخته مانند اسفيدبا و زيرهباى شيرين بخورد هلو زودتر از شفتالو از شكم دفع مى شود گاهى ادامه خوردن هلو و كشمش و خربزه سبب اسهال مى گردد در اين حال بايد آب گرم بنوشند تا اسهال كمتر شود و بعد از آن دارويى بخورند كه مرض بكلى قطع شود.
هلو از ديدگاه كتابهایی دیگر
خوخ را به فارسى شفتالو مى نامند. آنچه گوشت آن از دانه جدا شود هلو گويند و غيرآن را كاردى و بهترين آن هلو است در اول سرد و در دوم تر و ملين و مسكن تشنگى و غليان خون و صفرا و بخارهاى حارّه يابسه و جهت تبهاى صفراوى خالص و رفع بدبويى دهان و خشكى دماغ و ترطيب مزاج سوداوى كه از احتراق اخلاط باشد و در مزاجهاى حارّه معين باه و مشهى طعام است.
نيم رطل آب آن را شب گذاشته تا صاف شده باشد با شكر و ترنجبين و امثال آن مسهل صفرا و جهت رفع اخلاط سوخته نافع و مضر مرطوبيت و اعصاب و سريع التعفن و باعث تبهاى مزمن اگر چه بعد از يك ماه و دو ماه باشد و مصلح آن عسل و مرباى زنجبيل و قسم كاردى آن غليظ تر و دير هضم و با قوه قابضه و نفاخ و باعث قولنج و خام و تلخ آن همين آثار را دارد و خشك كرده آن قابض و بغايت دير هضم و بعد از هضم كثير الغذا و مانع سيلان فضول به معده و دو اوقيه آب برگ شفتالو و شكوفه آن با شكر جهت كشتن كرم معده و حب القرع بسيار مؤثر و طلاى آن بر ناف دافع كرم معده و حب القرع بسيار مؤثر و طلاى آن بر ناف دافع كرم شكم و بر بدن بعد از نوره طلا نمودن تازه و خشك آن جهت رفع بدبويى نوره و ضماد شكوفه آن با آب كلم جهت قلع ثآليل نافع است و ابن رضوان تصريح نموده كه يك دانه شكوفه آن اسقاط جنين زنده مىكند و روغن دانه آن جهت درد گوش و كرى و تفتيح سده آن و درد بواسير و خاييدن مغز مؤثر است.
خوردن هلو وضع حمل را آسان مىسازد.
هلو ملين و مدر و موقعى كه در ادرار خون يا سنگ باشد تجويز مى گردد.
اگر شصت گرم گل هلو را در يك ليتر آب دم كنند و دمكرده اش را به بچه ها دهند اجابت معده را كمك و يبوست آنان را بكلى برطرف مى سازد.
روغنى را كه از هسته هلو استخراج مى شود به شكل محلول روى برآمدگى بواسير و ورم آن مى مالند.
اگر چند روز بطور مرتب پى درپى صبح ناشتا آب هلو را بگيرند و بخورند خوردن آن در صبح ناشتا ادرار را خارج و تخليه مدفوعات را منظم مى كند. براى معالجه كرم معده اطفال بايد روى شكم آنها ضماد برگ گل و هسته هلو را كه كاملًا خُرد شده است، استعمال كرد.
آب هلو گوارا و ملين است و براى كبد بسيار نافع است.
روغنى كه از هسته هلو استخراج مى شود به شكل محلول روى برآمدگى ورم سودا مى مالند.
برگهاى درخت هلو را اگر با برگ جعفرى كوبيده و با روغن زيتون مخلوط كنند براى معالجه سوختگى و انواع زخم و جراحات مصرف مى كنند.
جوشانده برگهاى تازه هلو به مقدار شصت گرم در يك ليتر آب، نوشابهاى به وجود مى آورد كه خون را تصفيه مى كند.
هلو چهره را خوش رنگ مى نمايد. ماسك هلو چهره را سرخ و سفيد مى كند. اگر مغز هلو را بسوزانند و با سرمه آميخته كرده بر چشم بكشند، درد تسكين مى يابد.
اگر گوش ما صدا مى كند كمى روغن هسته هلو را به داخل گوش كنيد صداى گوش را ساكت مى كند.
دمكرده گل شكوفه هلو به مقدار يك گرم در يك فنجان آب عصبانيت بچه هاى خشمگين را آرام مى كند. هسته هلو را مى كوبند و كوبيده آن را به شكل ضماد در نورالژى بكار مى برند.
دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى